عجایب جغرافیایی

تصویری که مشاهده کردید، کوه «واو الناموس» در لیبی است که نمونه‌ای بی‌نظیر از عجایب جغرافیایی جهان است.

به گزارش سه نسل ، باور می‌کنید تصویری که در زیر مشاهده می‌کنید، بخشی از کره زمین و نه ماه است.

 

تصویری که مشاهده کردید، کوه «واو الناموس» در لیبی است که نمونه‌ای بی‌نظیر از عجایب جغرافیایی جهان است. قرار گرفتن بقایای مواد مذاب آتشفشانی در کنار سبزی درختان و نخل‌های خرما و دریاچه‌ای که در میان شن‌های طلایی صحرا قرار گرفته، منطقه‌ای بسیار زیبا به وجود آورده که نظیری برای آن در جهان نمی‌توان یافت.

کوه واو ناموس در لیبی کوهی آتشفشانی به ارتفاع ۵۷۵ متر است که مساحتی بالغ بر ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر را فراگرفته و از سه طرف به دریاچه‌هایی با گیاهان و درختان متنوع احاطه شده است.

این منطقه صرف نظر از زیبایی به دلیل اینکه زیستگاه موجودات نادر و کمیاب می‌باشد، از جمله مناطق حفاظت‌شده جهان است.

گردشگرانی که از این منطقه دیدن کرده‌اند، این منطقه را تکه‌ای از ماه توصیف می‌کنند که بر روی زمین افتاده است.

تصاویری دیگر از این منطقه را مشاهده کنید:

فارس

 

واقعیت ها

 
از یک میله تو سرش جان سالم به در برد!
../upload/45/0.294637001306696973_taknaz_ir.jpg


بدون شک یکی از معروفترین معجزات پزشکی که به دانشجویان نورولوژی گفته می شود داستان Phineas Gage است. در سال 1848 او به عنوان سر کارگر گروهی که مشغول آماده کردن یک ریل جدید بودند در حال فعالیت بود که یک انفجار باعث شد میله آهنی به بلندی 3 فوت و 7 اینچ در سر او فرو برود. میله از میان گونه های او وارد شده و از قسمت فوقانی سر او خارج شده بود. به نحو معجزه آسایی، دکترها موفق شدند میله را خارج کرده و Gage را نجات دهند هر چند متاسفانه آشکارا شخصیت او تغییر کرد و یازده سال بعد در حالی که از تشنج های شدیدی رنج می برد فوت کرد.


 

از یک میله فلزی تو سینش جان سالم به در برد!../upload/45/0.306427001306696973_taknaz_ir.jpeg


خوب!نفر بعدی Supratim Dota جوان بیست و دو ساله ای است که در حالی که میله فلزی به طول 5 فوت و ضخامت 2 اینچ در ناحیه تحتانی قفسه سینه او فرو رفته بود توانست زنده بماند! این اتفاق موقعی رخ داد که راننده ،کنترل ماشینی که این جوان از شانس بد خود در آن بوده را از دست داده و به یک مانع برخورد کرده بود. خوشبختانه، میله، ارگانهای حساس و مهم را رد کرده بود و جراحان توانستند آن را خارج کنند. Supratim دو هفته بعد در حالی که سلامتی خود را بدست آورده بود، از بیمارستان مرخص شد.

الکترودها زندگی اش را بعد از 6 سال تغییر دادند!

../upload/45/0.311631001306696973_taknaz_ir.jpg


مردی که تحت یک حمله شدید قرار گرفته بود و برای نزدیک به شش سال یک زندگی گیاهی را تجربه می کرد به طرز باور نکردنی بعد از اینکه پزشکان الکترودها را در مغز او قرار دادند، تغییر کرد. فردی که حتی قادر به بلعیدن نبود ناگهان توانست صحبت کند، بدون کمک غذا بخورد و با خانواده اش ارتباط برقرار کند. این پیشرفت بعد از قرار دادن الکترود ها حاصل شد. برای این که او سیکل طبیعی خواب را تجربه کند، پزشکان مجبور بودند الکترود های او را هر 12 ساعت خاموش و روشن کنند. از این الکترو دها برای تحریک تالاموس که یک منطقه مهم درون مغز است استفاده می کردند. این فرم از تحریک برای بیماران پارکینسونی استفاده می شد اما قبل از آن برای مریضی با این مشخصات استفاده نشده بود.

علی رغم گشادی رگهای مغزش زنده ماند!


نفر چهارم دختر ناز 17 ماهه ای به نام Ella-Grace است که پزشکان متوجه شدند یک ناهنجاری ناشایع در رگهای مغز او به نام مالفورماسیون ورید گالن وجود دارد که باعث افزایش فشار در ورید گالن شده که به نوبه خود باعث آنوریسم و گشاد شدن این ورید می شود. در Ella، فشار زیاد باعث شده بود که خون از رگهای مغز او خارج شده و به مغز نفوذ کند که این مساله حیات او را تهدید می کرد. این ناهنجاری ناشایع بوده و باعث شد نوزاد برای معالجه ابتدا به فرانسه و سپس به آمریکا برده شود و تحت یک عمل جراحی قرار بگیرد که در آن عمل سوراخهای ریز رگهای مغز او بوسیله یک نوع چسب بسیار قوی طبی پوشانده شد. علی رغم اینکه او نیازمند جراحی های بیشتری در آینده است پزشکان می گویند او قادر است زندگی طولانی و سالمی را تجربه کند.

با داشتن 4 دست و پا از جراحی جان سالم به در برد!../upload/45/0.242522001306696974_taknaz_ir.jpg


هنگامی که دختری با چهار دست و چهار پا در یکی از روستاهای هند به دنیا آمد به نظر اهالی روستا هدیه ای از طرف خداوند به نظر می رسید و برای همین اسم او را Lakshmi ( که اشاره ای به خدای سلامتی چهار دست هندوها دارد ) گذاشتند. پزشکان کشف کردند که Lakshmi در حقیقت یک قل دیگر هم داشته که نتوانسته به طور کامل رشد کند و برای همین به او متصل شده است. تیمی از دکترها دور هم جمع شده و طی یک عمل جراحی طاقت فرسای بیست و هفت ساعته، اندامها، کلیه و نخاع قل دیگر را جدا کردند. سپس پزشکان دستگاه تناسلی و مثانه را بازسازی کردند. لاکشمی تنها سه ماه بعد از این عمل جراحی سنگین توانست به کمک عصا حرکت کند.

.............................. .............................. .............................. ..........................
دوباره تونست راه بره بعد از اینکه دونصف شد!../upload/45/0.246494001306696974_taknaz_ir.jpeg


بدن Peng Shulin به وسیله تصادف با کامیون تقریبا به دو نیم تقسیم شد. 20 متخصص پزشکی در قالب یک تیم، موفق شدند جان او را نجات بدهند. متاسفانه، همان جور که انتظار می رفت پنگ وابسته به تخت شد و قدرت حرکت نداشت. در این هنگام دکترانی از موسسه تحقیقاتی توانبخشی در چین برای به دست آوردن قدرت حرکتی او دست به کار شدند.آنها وسیله ای را طراحی کردند که شکلی شبیه فنجان تخم مرغ داشت که دو پای مصنوعی نیز به آن متصل شده و باعث می شد که پنگ بتواند راه برود.

.............................. .............................. .............................. ..........................
اولین زایمان در 70 سالگی
!../upload/45/0.252966001306696974_taknaz_ir.jpg


داستان بعدی، داستان یک زوج هندی است. Rajo Devi و همسرش Bala Ram پنجاه سال قبل از اینکه Devi در هفتاد سالگی ( بله، هفتاد سالگی ) صاحب اولین فرزند خود بشود با هم ازدواج کرده بودند. این زوج که برای دهه ها با ناباروری در ستیز بودند، سرانجام تصمیم گرفتند از باروری آزمایشگاهی و تکنیکی موسوم به تزریق داخل سیتوپلاسم اسپرم که باعث می شود تخمک بوسیله اسپرمی که کیفیت خوبی ندارد بارور شود، استفاده کنند. در حال حاضر بچه و مادر هر دو سالم هستند و دِوی به عنوان پیرترین مادری شناخته می شود که صاحب فرزند شده است.

.............................. .............................. .............................. ..........................
علی رغم فرو رفتن کلید به چشمش بینیاییش را بعد از 3 ماه به دست آورد! ../upload/45/0.265972001306696974_taknaz_ir.jpg

مورد بعدی پسر 17 ماهه ای است به نام Nicholas Holderman که در حالی که با دو برادر خود مشغول بازی کردن بود بعد از پرتاب شدن، با سر بر روی دسته ای از کلید ها فرود آمد. پدر و مادر او وحشت زده شدند هنگامی که فهمیدند که یکی از دسته کلیدها درون چشم او فرو رفته است و سریعا او را به اورژانس منتقل کردند. باورتان می شود صاحب عکسی که در بالا می بینید تنها 6 روز در بیمارستان بوده و 3 ماه بعد، بینایی خود را کامل به دست آورده!
.............................. .............................. .............................. ..........................
از ضربه چاقو به سرش جان سالم به در برد!
 
../upload/45/0.270421001306696974_taknaz_ir.jpeg

مورد آخر، شاید جالب ترین باشد! اگر یک چاقو در سر شما باشد، چه کارهایی را قادرید انجام بدهید؟ Michael Hill چهل و یک ساله در حالی که یک چاقوی 8 اینچی در سرش فرو رفته بود، از خانه خارج شد،در خیابان قدم زد، به منزل دوستش رفت و توسط او به بیمارستان رسانده شد! چاقو توسط پزشکان از سر او خارج شد هر چند که از تشنج و اختلال حافظه بعد از این حادثه وحشتناک رنج می برد.

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

- کتاب دست ‌نویس وینیچ (Voynich manuscirpt)

 

کتاب وینیچ کتابی دست‌نویس متعلق به قرون وسطی است که مشخص نیست با چه خط و زبانی نوشته شده است. بیش از صد سال است که بسیاری از افراد در سرتاسر دنیا برای شکستن کد این دست نوشته تلاش کردند ولی هیچکدام موفق به فهمیدن آن نشدند! تصاویری که در ورق‌های باقیمانده از این کتاب دیده می‌شود نشان می‌دهد که کتاب در زمینه داروسازی و درمان بیماری‌ها، ستاره شناسی و علوم رمز آمیز و پنهانی می‌باشد.

- مثلث برمودا (Bermuda Triangle)

مثلث برمودا، منطقه‌ای در آب‌های اقیانوس اطلس شمالی واقع شده است که تاکنون شمار زیادی از هواپیماها و قایق‌ها در آن ناپدید شده‌اند. در طی سال‌های بسیار دلایل مختلفی برای این ناپدید شدن‌های اسرارآمیز ارائه شده که از جمله آنها بدی آب و هوا، حمله فضایی‌ها، جابجا شدن زمان و برخی قوانین فیزیک بوده‌اند. هر چند که در بسیاری از گزارشات این اتفاقات پر از اغراق بوده ولی حقیقت این است افراد و اشیای بسیاری در این منطقه مثلث شکل ناپدید شده‌اند و هیچ دلیل محکمی در دست نمی‌باشد، اما نزدیک به ۱۵ سال است که دیگر برمودا خبرساز نشده است.

- کفن تورین (Shroud of Turin)

کفن تورین یک تکه پارچه کتان است که تصویر یک مرد در آن نقش بسته درحالی که به صلیب کشیده شده است. بیشتر کاتولیک‌ها معتقدند این پارچه، کفن عیسی مسیح می‌باشد. این کفن هم‌اکنون در کلیسای سنت جان در شهر تورین ایتالیا نگهداری می‌شود. با وجود بررسی‌های زیاد هنوز هیچ‌کس نتوانسته توضیح قابل قبولی بر چگونگی چاپ این تصویر ارائه دهد و تاکنون کسی قادر نبوده از روی آن کپی بردارد. آزمایشات رادیوکربن نشان می‌دهد که این تکه پارچه متعلق به قرون وسطی است.

باستان‌شناسان معتقدند این پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه دیگری نیز موجود است که می‌گویند سر عیسی‌مسیح با آن پوشیده شده بود. پروفسور مارک گاسکین پژوهشگر اسپانیایی در سال ۱۹۹۹ در مورد ارتباط این دو پارچه با یکدیگر تحقیقات مفصل علمی انجام داد. این تحقیقات که بر پایه تاریخ، آسیب‌شناسی، تجزیه خون و لکه‌های روی پارچه‌ها انجام گرفته بود، نشان می‌داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولی نزدیک به هم سر یک نفر را پوشانده بوده‌اند.

 

- کشتی ماری سلست (Mary Celeste)

کشتی ماری سلست در سال ۱۸۶۰ در «نووا اسکوتیا» به آب انداخته شد. نام اولیه این کشتی «آمازون» و طول آن ۱۰۳ فوت بود و ۲۸۰ تن وزن داشت. به مدت ده سال ماری سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددی شد و این کشتی صاحبان مختلفی داشت تا این‌که سرانجام در یک حراجی در نیویورک به قیمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جدید، تعمیرات اساسی روی آن انجام داد و با نام جدید «ماری سلست» آن را به آب انداخت.

کاپیتان جدید بنجامین بریگز ۳۷ ساله بود که به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار کشتی شد و در نوامبر ۱۸۷۲ به سمت ایتالیا راه افتاد. هیچ یک از سرنشینان کشتی هرگز دوباره دیده نشدند. مدتی بعد کشتی سرگردان در اقیانوس پیدا شد و هیچ اثری از خدمه‌اش در آن دیده نمی‌شد ولی هیچ‌کس در آن نبود و تمام مدارک به جز گزارشات روزانه کاپیتان ناپدید شده بود. اوایل سال ۱۸۷۳ دو قایق نجات در اسپانیا به ساحل نشستند. در یکی از آنها جسد یک نفر به همراه پرچم آمریکا بود و در دیگری جسد پنج نفر دیده می‌شد. برخی معتقدند این اجساد بقایای سرنشینان ماری سلست بودند ولی حقیقت این است که هویت این اجساد هیچ وقت کشف نشد.

- زمزمه تائوس (The Taos Hum)

زمزمه تائوس یا زمزمه طبیعت در بسیاری از نقاط دنیا شنیده می‌شود. این صدا اغلب در محیط‌های ساکت به گوش می‌رسد و شبیه صدای موتوری است که از فاصله دور می‌آید و بیشتر در ایالات متحده، انگلستان و کشورهای شمال اروپا رخ می‌دهد. هر چند که تاکنون پژوهش‌های بسیاری برای پیدا کردن منبع این صدا و ضبط آن انجام شده ولی هنوز هیچ‌کس نتوانسته به نتیجه‌ای دست یابد.

بلندترین زمزمه تاکنون در شهر کوچک تائوس در نیومکزیکو شنیده شده است. در سال ۱۹۹۷ کنگره آمریکا گروهی از دانشمندان انستیتوهای علمی معتبر این کشور را مامور تحقیق در این زمینه کرد ولی تا به امروز هیچ‌کس علت این صدای زوزه مانند را کشف نکرده است.

- جاده بیمینی (The Bimini Road)

در سال ۱۹۶۸ غواصان، صخره‌ای عجیب و زیردریایی را کشف کردند که در نزدیکی جزیره بیمینی شمالی در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند کسانی که معتقدند سنگ‌های این صخره به طور طبیعی ساخته شده‌ ولی به خاطر نوع نظم غیرمعمول این سنگ‌ها، بسیاری فکر می‌کنند که بخشی از شهر گمشده آتلانتیس می‌باشند. شاید عاملی که بیشتر باعث اسرارآمیز شدن این جاده شده ادگار کایس پیشگو است که می‌گفت : «در سال‌های ۱۹۶۸ الی ۱۹۶۹ بخشی از یک معبد که هنوز کشف نشده است در دریاهای نزدیک بیمینی، عیان خواهد شد.»

دکتر گرگ لیتل باستان‌شناس آماتور در تحقیقات اخیر خود صخره جاده مانند دیگری درست شبیه صخره اولی را در زیر آن پیدا کرد. او معتقد است این صخره‌ها قسمت بالایی یک دیوار قدیمی یا یک اسکله می‌باشند. به هر حال این صخره‌ها هر چه که باشند چندان محتمل به نظر نمی‌رسد که دست طبیعت خود به خود سنگ‌ها، شن‌ها و صدف‌ها را این طور منظم در کنار هم قرار داده باشد.

 - مشاهده موجودی عجیب (The Loch Ness Monster)

لاک نس یا لخ نس نام برکه ای در بریتانیا است که سالیان سال است که مردم درباره مشاهده موجودی عجیب در آن هشدار می دهند! تاریخچه مشاهده این موجودات عجیب به قرن شانزدهم برمیگردد ولی یکی از جدید ترین مشاهدات در ۲۲ جولای ۱۹۳۳ رخ داد و زمانی که آقای جرج اسپایسر به همراه همسرش یکی از شگفت انگیزترین موجودات زندگی اشان را جلوی اتومبیل خود دیدند.

این زوج گزارش دادند که این موجود بدن بزرگ و گردن باریک و یک دم بلند داشت! بخاطر سراشیبی جاده متاسفانه موفق به مشاهده قسمتی پایینی بدن حیوان نشدند! این موجود عجیب از جلوی اتومبیل آنها به سمت دریاچه حرکت می کرد!

البته این اولین باری در دنیای امروز نیست که چنین موجود عجیبی مشاهده می شود؛ بارها کشتی های نظامی با دستگاه های ردیابی خود نیز چنین موجودات عجیبی را شناسایی کرده اند و گاها افراد عادی نیز با استفاده از دوربین موفق به عکس برداری و فیلم برداری نیز شده اند؛ اما در تمامی این فیلم ها و عکس ها کیفیت بسیار پایین بوده و هیچ شخصی موفق به شناسایی کامل موجود نشده است.

- پا گنده (Bigfoot)

بیگ فوت یا ساسکواچ به انسانی میمون مانند گفته می‌شود که در نواحی جنگلی شمال غربی اقیانوس آرام و بخشی از بریتیش کلمبیا دیده شده است. برخی کارشناسان بیگ فوت را موجودی تخیلی و برگرفته از افسانه‌ها می‌دانند ولی برخی دیگر به شدت از وجود آن حمایت می‌کنند.

- جک قاتل (Jack the Ripper)

در اواخر سال ۱۸۸۸ لندن یکی از بدترین و ترسناک ترین روزهای خود را سپری میکرد! قاتلی که خود را Jack The Ripper مینامید شروع به کشتن زن ها در لندن کرد! البته طیف خاصی از زنان و کشتن آنها به شکل خاص! تمامی قربانیان این قاتل زنان فاحشه بودند و قاتل گلوی آنها را بریده و بدن آن ها را مانند تشریح بدن، باز میکرد!

در بسیاری مواقع پلیس دقیقا بعد از پاره شدن بدن قربانی به محل میرسید ولی نمی توانست چیزی پیدا کند! حتی امروزه و با پیشرفته ترین دستگاه های شناسایی پلیس هم این قاتل شناسایی نشد. این قاتل ناشناس موضوع جالبی برای فیلم و کتاب شد، به طوری که بیشتر از ۱۰۰ کتاب مختلف در مورد او نوشتند. تصویری هم که میبینید، نامه ای است که شخصی که خود را قاتل معرفی کرده به یک روزنامه ارسال کرده.

- قاتل زودیاک (The Zodiac Killer)

یک نمونه از نامه های رمزی زودیاک را در سمت راست می بینید

قاتل زودیاک در اواخر دهه ۱۹۶۰ به مدت ده ماه فعالیت ‌کرد و بعد دیگر هیچ خبری از او نشد، در این مدت او پنج نفر را کشت و دو نفر را زخمی کرد. این دو نفر زخمی نیز به طرز معجزه‌آسایی از مرگ نجات یافتند در حالی که قاتل فکر می‌کرد آنها را کشته است. بعد از هر قتل، قاتل که به زودیاک معروف شده بود به پلیس تلفن می‌کرد و خبر قتل آنها را می‌داد. او در نامه‌های خود به روزنامه‌ها می‌نوشت : من دوست دارم مردم را بکشم. کشتن یک انسان خیلی لذت‌بخش‌تر از حیوانات است چون انسان خطرناک‌ترین حیوان روی زمین می‌باشد. هنوز هم راز قاتل زودیاک برملا نشده است.

فیلم زودیاک کیلر در سال ۲۰۰۷ توسط دیوید فینچر ساخته شد.

 

- زن عجیب (The Babushka Lady)

بعد از ترور جان اف کندی، FBI تمامی فیلم ها و عکس های ماجرا را برای پیدا کردن قاتل بازبینی کرد. تنها چیزی که در این فیلم ها خودنمایی میکرد زنی بود که در عکس میبینید! این زن اورکت قهوه ای رنگی پوشیده و یک روسری به سر خود گذاشته، حالت استادن وی نشان میدهد که چیزی جلوی صورت خود دارد که پلیس احتمال میدهد دوربین باشد! در زمانی که به جان اف کندی تیر اندازی شد و تمامی مردم در حال فرار از محل بودند، این زن همچنان در صحنه باقی مانده بود و مشغول فیلمبرداری بود!

پلیس FBI طی بیانیه های متعددی به شکل عمومی خواستار این شد که این زن خود را معرفی کرده و فیلم هایی که گرفته برای پیدا شدن شواهد بیشتر به آنها تحویل دهد ولی هرگز پیدا نشد!

در سال ۱۹۷۰ زنی به نام Beverly Oliver خود را معرفی کرد و گفت که او همان زن است! پلیس طی گفت و گوهایی که با او انجام داد فهمید که در گفتارهای این زن تناقض وجود دارد و احتمالاً دروغ می گوید. تا این لحظه هیچکس نفهمید که این شخص که بوده و آنجا چه می کرده.

- نورهای مارفا (Marfa lights)

نورهای مارفا، نورهایی غیرقابل توضیح هستند که به نورهای ارواح هم معروفند. این نورها در مارفا واقع در ایالت تگزاس دیده می‌شوند. می‌گویند این نورها به اندازه یک توپ بسکتبال هستند و در ارتفاع ۲ متری زمین شناور می‌باشند. نورهای مارفا به رنگ‌های سفید، زرد، نارنجی یا قرمز و گاه سبز و آبی دیده شده‌اند و به سرعت در جهات مختلف حرکت می‌کنند. هنوز هیچ کس از فاصله کاملا نزدیک آنها را ندیده است ولی دانشمندان احتمال می‌دهند این نورها، برق حاصله از تپه‌های کوارتز همان نزدیکی باشد.

 - قتل حل نشده کوکب سیاه (Black Dahlia)

در سال ۱۹۴۷ جسد الیزابت شورت که به نحو دهشتناکی دو پاره شده و به شکل ویژه ای قرار گرفته بود، در یک پارکینگ در لس آنجلس کشف شد. معمای این جنایت و جنایات مشابه آن در آن سالها، تا به امروز حل نشده باقی مانده است.

 - مهاجران رونوک (The Roanoke Colony)

در سال ۱۵۸۴ سر والتر رالی به دستور ملکه الیزابت اول به ساحل شرقی آمریکای شرقی رفت تا به وضع مهاجران انگلیسی سامان دهد. بین سال‌های ۱۵۸۵ تا ۱۵۸۷ دو گروه از مهاجران در دو منطقه جای گرفتند و تشکیل مستعمره دادند. یکی از این گروه‌ها به جنگ با قبایل بومی آمریکا پرداخت و پس از مدتی از آنجا که دیگر مواد غذایی و نیروی جنگیدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضی از قبایل طرح دوستی ریختند ولی این سیاست هم نتیجه‌ای نداشت و بسیاری از آنها کشته شدند.

سرانجام این مهاجران شخصی به نام جان وایت را مامور کردند تا به انگلستان برود و کمک بیاورد. وایت به هنگام ترک آنجا دید که نود مرد، هفده زن و یازده بچه در آن مستعمره زندگی می‌کردند ولی وقتی در سال ۱۵۹۰ وایت دوباره به آمریکا برگشت هیچ اثری از آنها نبود، حتی اثری از دعوا و جنگ هم به چشم نمی‌خورد. این گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز کسی از ساکنین آن خبری ندارد.

 - مرد بالدار (The Mothman)

مرد بالدار نام موجودی عجیب است که اوج رویت آن بین سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ در ویرجینیای غربی بوده است. در سال ۲۰۰۷ هم گزارش‌هایی مبنی بر رویت آن موجود ثبت شده است. آنها که مرد بالدار را دیده‌اند، می‌گویند این موجود سر ندارد، اما چشمان درشت و سرخی دارد که روی سینه‌اش می‌درخشند. افراد زیادی تاکنون خبر داده‌اند که مرد بالدار را دیده‌اند ولی هیچ عکسی از آن در دست نمی‌باشد.

- دی. بی. کوپر (D. B Cooper)

دی.بی.کوپر یا دن کوپر نام مستعاری است که به یک هواپیماربا داده شده است. دن کوپر در تاریخ ۲۴ نوامبر سال ۱۹۷۱ یک هواپیمای بویینگ ۷۲۷ را ربود و پس از دریافت ۲۰۰ هزار دلار در حالی که هواپیما بر روی اقیانوس آرام پرواز می‌کرد از آن پایین پرید. هیچ‌کس نمی‌داند کوپر از آن پرش جان سالم به در برد یا نه، ولی در سال ۱۹۸۰ یک پسر بچه هشت ساله ۵۸۰۰ دلار اسکناس بیست دلاری خیس را در ساحل رودخانه کلمبیا پیدا کرد که شماره سریال آنها با شماره سریال پول‌هایی که به کوپر داده شد، یکی بود. همین اتفاق باعث شد که از آن پس در هواپیماها ردیاب فلزی کار بگذارند.

- ال چوپاکابرا (El Chupacabra)

ال چوپاکابرا ( مکنده خون بز ) بیشتر در کشورهای آمریکای لاتین دیده شده است و احتمالا موجودی سنگین وزن با جثه‌ای کوچک‌تر از خرس می‌باشد که یک ردیف فلس شبیه دایناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روی بـدن خود دارد. این نام لاتین به این دلیل بر روی آن گذاشته شده که به گفته شاهدها این موجود حیوانات به ویژه بز را می‌کشد و خون آنها را می‌مکد. می‌گویند این موجود صورتی شبیه سگ یا پلنگ، زبان دراز نوک تیز و دندان‌های بزرگی دارد و بویی شبیه بوی گوگرد بر جای می‌گذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و می‌درخشند.

 

- کنت سن ژرمن (Conte de Saint Germain)

کنت سن ژرمن نجیب‌زاده‌ای ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ویلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردی اسرارآمیز بود. او در زمینه علم کیمیاگری هم مهارت‌هایی داشت و مردم او را مرد شگفت‌انگیز می‌نامیدند. هیچ کس نفهمید او از کجا آمده بود. وی بدون هیچ ردپایی هم ناپدید شد، اما پس از آن چندین سازمان پنهانی و اسرارآمیز او را الگوی خود می‌دانستند. در سال‌های اخیر هم چندین نفر ادعا کرده‌اند کنت سن ژرمن هستند.

تولد عجیب نوزادی 6 پا در پاکستان + عکس

 

تولد عجیب نوزادی 6 پا در پاکستان + عکس
یک نوزاد پاکستانی با شش پا در شهر سوکور ولایت السند پاکستان به دنیا آمد.

به گزارش تک ناز
شبکه تلویزوینی آج پاکستان در گزارشی یک نوزاد شش پا را نشان داد که در روز ۱۳ آوریل در پاکستان به دنیا آمده است.

بنابراین گزارش وضعیت جسمی مادر و نوزاد رضایت بخش اعلام شده اما عمران شیخ - پدر نوزاد - ضمن ابراز نگرانی نسبت به زیاد بودن تعداد پاهای فرزندش از دولت برای درمان و عمل جراحی روی پاهای وی درخواست کمک کرد.
 
تولد عجیب نوزادی 6 پا در پاکستان + عکس www.taknaz.ir
 

10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر

10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر

به گزارش تکناز کودک وحشی، به کودکی اطلاق می‌شود که از سنین بسیار پایین، دور از اجتماع انسانی زیسته است و از مراقبت و عواطف انسانی، رفتارهای اجتماعی و از همه مهم‌تر زبان بشری، چیزی نمی‌داند ( یا تجربه‌ی بسیار کمی از آن‌ها دارد ). بعضی از این کودکان وحشی توسط دیگران ( معمولاً والدین خودشان ) زندانی بوده‌اند؛ گاه، والدینی که نمی‌توانند از پس اختلالات جسمی و ذهنی کودکانشان بربیایند، آنان را به حال خود رها می‌کنند. کودکان وحشی پیش از آن که به حال خود رها شوند یا از خانه فرار کنند، ممکن است مورد سوء استفاده‌ی شدیدی قرار گرفته باشند یا آسیب‌های روانی جدی بر آن‌ها وارد آمده باشد. طبق گزارش‌ها، برخی از این کودکان، توسط حیوانات، بزرگ می‌شوند و برخی دیگر، به تنهایی در طبیعت وحشی، روزگار می‌گذرانند. بیش از صد مورد کودک وحشی گزارش شده است. ما ۱۰ تا از آن‌ها را که در زمان خود معروف شده‌اند، در اینجا می‌آوریم.

  

۱) دینا سانیچار، پسر گرگی هند

 تاریخ پیدا شدن : ۱۸۶۷

سن هنگام پیدا شدن : ۶

محل : سکندرا

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۶ سال

حیوانات : گرگ‌ها

  

10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir

 

گفته می‌شد «دینا سانیچار»، یکی از پسرهایی که در پرورشگاه سکندرا زندگی می‌کرد، دچار معلولیت‌های ذهنی است. او را در سال ۱۸۶۷، هنگامی که شش سال سن داشت، از غار گرگ‌ها بیرون آوردند. چند شکارچی در جنگل‌های «بلندشهر» از دیدن پسری که روی چهار دست و پا دویده و به دنبال یک گرگ، وارد لانه‌ی گرگ‌ها شد، در شگفت ماندند. این چنین بود که دینا سانیچار پیدا شد. آن‌ها با استفاده از دود، گرگ و همراهش را بیرون آوردند و گرگ را با شلیک گلوله کشتند.

 

دینا، در ابتدا، عادات یک حیوان وحشی را از خود بروز می‌داد؛ او جامه‌هایش را می‌درید و از زمین غذا می‌خورد. دینا سرانجام غذای پخته را با غذای خام جایگزین ساخت اما هرگز صحبت کردن نیاموخت. ظاهراً دینا به تنباکو هم معتاد شد. وی در سال ۱۸۹۵ مُرد.

  

٢) کامالا و آمالا، دختران گرگی میدناپور

 تاریخ پیدا شدن : ۱۹۲۰

سن هنگام پیدا شدن : ۸ (کامالا)، 1.5 (آمالا)

محل : میدناپور، هند

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۸ سال ، ۱ سال

حیوانات : گرگ‌ها

 

  10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

شاید یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین ماجراهای مربوط به کودکان وحشی، ماجرای «کامالا» و «آمالا» باشد. کامالا و آمالا، دو تن از جالب‌ترین افراد، در میان کودکان وحشی هستند. این دختران گرگی، کنار هم، در لانه‌ی گرگ‌ها پیدا شدند. در آن زمان، آمالا ۱۸ ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. با این حال، گفته می‌شد این دو خواهر نیستند، بلکه در سال‌های متفاوتی، به حال خود رها شده‌اند یا این که گرگ‌ها آن‌ها را برداشته‌اند.

 در همان سال، کشیش «جوزف سینگ» ، یک مبلغ مذهبی که اداره‌ی پرورشگاهی در شمال هند را بر عهده داشت، شایعاتی شنید درباره‌ی دو موجود شبح‌مانند، که در جنگل بنگال، در نزدیکی «میدناپور»، دسته‌ای از گرگ‌ها را همراهی می‌کنند. روستاییان محلی از این ارواح می‌ترسیدند، اما بر اساس عرف منطقه، حق نداشتند به گرگ‌ها آسیبی برسانند. سینگ، که کنجکاو شده بود، بر بالای یک درخت، مخفیگاهی ساخت مشرف به لانه‌ی دسته‌ی گرگ‌ها. لانه، در واقع، یک پشته‌ی قدیمی ده پایی موریانه‌ها بود که با گذشت زمان، گود و میان‌تهی گشته بود. با بالا آمدن ماه، سینگ، گرگ‌ها را دید که یکی یکی بیرون می‌آیند. سپس، دو موجود خمیده و ترسناک ظاهر شدند. این دو موجود سرهای خویش را کمی بیرون آوردند، هوای شبانه را بو کشیدند و آن‌گاه به بیرون جهیدند. این «اشباح» بر اساس توصیفات سینگ در دفتر خاطراتش، موجوداتی بودند : «…بسیار مخوف و ترسناک…دست، پا و بدنی همچون انسان داشتند، اما سرهایشان، جسم گردی بود از چیزی که شانه‌ها و قسمت فوقانی بالاتنه‌شان را می‌پوشاند…چشم‌هایشان، درخشان و نافذ بود و شباهتی به چشم انسان‌ها نداشت…هر دوی آن‌ها روی چهار دست و پا می‌دویدند».

 ظاهرا،ً در این دخترها، اثری از رفتار و افکار انسانی نبود. گویی آن‌ها ذهن یک گرگ را داشتند. هر لباسی که به تنشان پوشانده می‌شد را پاره می‌کردند، فقط گوشت خام می‌خوردند، هنگام خواب به صورت دایره‌ای و خمیده به هم می‌چسبیدند، در خواب تکان‌های ناگهانی می‌خوردند و خرناس می‌کشیدند، تنها بعد از طلوع آفتاب بیدار می‌شدند، زوزه می‌کشیدند و می‌خواستند دوباره آزاد شوند. کامالا و آمالا آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندول‌ها و مفاصلشان کوتاه شده بود، به همین دلیل قادر نبودند پاهایشان را راست نگه دارند یا حتی برای راه رفتن روی دو پا، کوششی نشان دهند. آن‌ها هرگز لبخند نزدند و علاقه‌ای به ارتباط با انسان‌ها نشان ندادند. تنها احساسی که در چهره‌شان دیده می‌شد، ترس بود. حتی حواس این دو نیز همچون حواس گرگ‌ها شده بود. به گفته‌ی سینگ، شب‌ هنگام، چشمان آنان بینایی خارق‌العاده‌ای داشت و مثل چشم گربه‌ها می‌درخشید. قدرت شنوایی آن‌ها نیز بسیار قوی بود، اما به نظر می‌رسید صدای انسان‌ها برای گوش‌هایشان غریب و غیر قابل شنیدن است.

 سینگ، به عنوان مردی فقیر اما تحصیل‌کرده، تمام تلاش خود را کرد تا وظیفه‌ی خود مبنی بر بهبود حال کامالا و آمالا را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. وی که به نظریه‌ی رشد گیاه‌وار کودکان اعتقاد داشت، این طور نتیجه گرفت که عادات گرگی کامالا و آمالا، به نحوی مانع از بروز آزادانه‌ی خصایل انسانی آن‌ها می‌شود. سینگ احساس می‌کرد وظیفه دارد ( حداقل به دلایل مذهبی ) که این این دو دختر را از روش زندگی گرگ‌وارشان جدا کند و زمینه‌ی ظهور انسانیت دفن‌شده‌ی آنان را فراهم آورد. متأسفانه، پیش از آن که کار پژوهشی وی پیشرفت کند، دختر کوچکتر، آمالا، بیمار شد و جان داد. این واقعه، برای کامالا که تازه ترسش از انسان‌های دیگر و محیط پرورشگاه ریخته بود، ضربه‌ی مهلکی محسوب می‌شد. کامالا مدت زیادی عزا گرفت و سینگ، می‌ترسید او هم جانش را از دست بدهد. اما سرانجام کامالا بهبود یافت و سینگ برنامه‌ی بهبودی بیمار را آغاز کرد.

  

٣) دانیل، پسر بزی آند

 تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۰

سن هنگام پیدا شدن : ۱۲

محل : آند، پرو

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۸ سال

حیوانات : بزها

 

 10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir
 

پسر بزی آند در سال ۱۹۹۰ در آند، پرو پیدا شد و گفته می‌شود که هشت سال توسط بزها بزرگ شده است. وی با خوردن شیر آن‌ها و تغذیه از ریشه‌ها و دانه‌ها زنده مانده بود. دانیل در طبیعت، و با مشخصه‌های بارز زندگی وحشی بزرگ شده بود.

 او روی چهار دست و پا راه می‌رفت و دست‌ها و پاهایش آن‌قدر زخم شده‌بودند که سفت شده و برایش حکم سم را پیدا کرده بودند. وی می‌توانست با بزها ارتباط برقرار کند اما نتوانست زبان بشر را یاد بگیرد.

 پسر بزی آند پس از پیدا شدن، توسط تیمی از دانشگاه پزشکی «کانزاس» تحت بررسی و آزمایش قرار گرفت. نام او را «دانیل» گذاشتند.

 

٤) پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۴۶

سن هنگام پیدا شدن : تقریباً ۱۰

محل : صحرای سوریه

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۹ سال

حیوانات : آهوان کوهی

 

  10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

پسری که حدوداً ۱۰ سال سن داشت در میان گله‌ای آهوان کوهی در صحرای سوریه پیدا شد. او را به کمک یک جیپ عراقی گرفتند، چون می‌توانست با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود. اگرچه وی به طرز وحشتناکی لاغر بود، اما می‌گفتند بسیار سالم و تندست است و عضلاتی پولادین دارد. این پسر را گرفتند و دست و پایش را بستند.

 به گفته‌ی آرمن، پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای در سال ۱۹۵۵ هنوز زنده بود و سعی کرده بود از وضعیت نامطلوبی که در آن زندانی شده بود، فرار کند. من احساسات شما را با بیان کارهایی که برای جلوگیری از این اقدام او انجام گرفت، جریحه‌دار نمی‌کنم.

 آنچه که Magazine Life در تاریخ ۹ سپتامبر۱۹۴۶ نوشته بود، تا حد زیادی با گزارش‌های دیگر مطابقت دارد. گزارش می‌گوید یک ماه پیش، گروهی از شکارچیان، پسری پیدا کرده‌اند که وحشی و آزاد در میان گله‌ای از آهوان کوهی، در دشت سوریه می‌دویده است. گویا، وی، که در زمان پیدا شدن ۱۰ الی ۱۴ سال داشت، در کودکی به حال خود واگذاشته شده بود. بعد از پیدا شدن، او را به آسایشگاه بیماران روانی انتقال داده بودند. Sunday Express نیز گزارش مشابهی ارائه کرده، با این تفاوت که سرعت پسر را ۵۰ متر در ساعت قلمداد کرده است نه ۵۰ کیلومتر در ساعت.

 

٥) بلو، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای

 تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۶

سن هنگام پیدا شدن : ۲

محل : نیجریه

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۱ سال

حیوانات : شامپانزه‌ها

  10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

«بلو»، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای را هنگامی که دو سال داشت، در سال ۱۹۹۶ پیدا کردند. والدینش احتمالاً وی را که دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود، در شش ماهگی رها کرده بودند، کاری که معمولاً چادرنشینان «فولانی»، ساکنان بخش عمده‌ای از منطقه‌ی «ساحل» در غرب آفریقا، با کودکان معلولشان انجام می‌دهند و امری عادی محسوب می‌شود.

 بلو که گفته می‌شود توسط شامپانزه‌ها سرپرستی و بزرگ شده بود، میان یک خانواده‌ی شامپانزه، در ۱۵۰ کیلومتری جنوب «کانو» واقع در شمال نیجریه پیدا شد. زمانی که این ماجرا، شش سال بعد در سال ۲۰۰۲ به چند خبرگزاری رسید، بلو در خانه‌ی بی‌سرپرستان Tudun Maliki Torrey در کانو ساکن شده بود.

 بلو، زمانی که تازه پیدا شده بود، مثل یک شامپانزه راه می‌رفت، او از پاهایش بهره می‌گرفت اما دست‌هایش را روی زمین می‌کشید. وی شب‌ها در خوابگاه به این سو و آن سو می‌پرید، بچه‌های دیگر را آشفته می‌کرد و همه چیز را پرت می‌کرد و می‌شکست. شش سال بعد، بلو بسیار آرام‌تر شده بود، اما همچنان مثل شامپانزه‌ها به این سو و آن سو می‌پرید، صداهای شامپانزه‌وار در می‌آورد و چند بار با مشت به سرش می‌زد. بلو در سال ۲۰۰۵ از دنیا رفت.

 

٦) جان سبونیا، میمون-پسر اوگاندایی

 تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۱

سن هنگام پیدا شدن : ۶

محل : اوگاندا

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۳ سال

حیوانات : میمون‌ها

 

  10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

«جان سبونیا» در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ به دنیا آمده بود. وی بعد از مشاهده‌ی قتل مادرش به دست پدر خودش، از خانه فرار کرده بود ( احتمالاً در آن زمان حدود سه سال داشته ). باور عام و پذیرفته بر این است که میمون‌های سبز آفریقایی (green African vervet monkeys) حداقل تا اندازه‌ای مراقبت از او را در جنگل بر عهده گرفته‌اند. جان، در سال ۱۹۹۱، وقتی در درختی پنهان شده بود، توسط یک زن یا دختر قبیله ( به نام میلی ) پیدا شد. «میلی» با اهالی روستا بازگشت و در این مورد، نه تنها خود جان در برابر اسیر شدن مقاومت کرد- چیزی که معمولاً اتفاق می‌افتد- بلکه خانواده‌ای که سرپرستی‌اش را بر عهده گرفته بودند نیز، با پرتاب چوب به سمت روستاییان، به دفاع از او برآمدند.

 گزارشات اولیه حاکی است که تمام بدن جان با موهایی موسوم به هایپرتریکوسیس پوشیده شده بود. در مدفوع وی، کرم‌هایی به طول نیم متر وجود داشت. وقتی او را گرفتند و تمیزش کردند، معلوم شد تمام تنش پر از شکاف و خراش است و زانوهایش به دلیل چهار دست و پا راه رفتن، زخمی است. هویت جان سبولینا در همین زمان مشخص شد. میلی، جان را به «پل و مولی واسوا»، مدیران یک مؤسسه‌ی خیریه، سپرد. جان در ابتدا نمی‌توانست حرف بزند یا گریه کند اما بعدها یاد گرفت صحبت کند. این بدان معناست که وی پیش از زندگی در طبیعت، تا حدی حرف زدن را یاد گرفته بود.

 او حالا نه تنها حرف می‌زند، بلکه آواز نیز می‌خواند و همراه گروه کر کودکان «مروارید آفریقا» به سفر می‌رود. بی‌بی‌سی، مستندی از ماجرای جان ساخت به نام «گواه زنده» (Living Proof). این مستند در ۱۳ اکتبر ۱۹۹۹ به نمایش درآمد.

  

٧) ترایان کالدارار، پسر سگی رومانیایی

 تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۲

سن هنگام پیدا شدن : ۷

محل : براشوف، رومانی

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۳ سال

حیوانات : سگ‌ها

 

 10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

«ترایان کالدارار»، پسری رومانیایی بود که سه سال، دور از خانواده‌اش، یک زندگی وحشی در پیش گرفته بود. گفته می‌شود او به دلیل خشونت‌های خانوادگی، خانه‌اش را ترک کرده بود. مادرش، «لینا کالدارار»، گفت که پسرش را دوست می‌داشته، اما همسرش مرد خشنی بوده و همواره لینا را کتک می‌زده. وقتی او ترایان را گم کرد، بسیار آزرده‌خاطر شد و این امید را در خود پرورش داد که شاید خانواده‌ی دیگری، سرپرستی ترایان را بر عهده گرفته‌اند. او گفت : «وقتی فرار کردم، ارتباطم با ترایان قطع شد، با این حال، سعی کردم او را پس بگیرم. هر کاری کردم، او ( پدر ترایان ) اجازه نداد بچه‌ام را پس بگیرم. او گفت بچه مال خودش است».

 اگرچه ترایان کالدارار وقتی پیدا شد، هفت ساله بود، اما جسم یک بچه‌ی سه ساله را داشت. او نمی‌توانست صحبت کند، لخت بود و در یک جعبه‌ی مقوایی پوشیده با پلی‌اتیلن زندگی می‌کرد. وی از نرمی استخوان شدیدی رنج می‌برد، زخم‌های عفونی داشت و جریان خونش احتمالاً به دلیل سرمازدگی، بسیار ضعیف بود. به اعتقاد دکترها، امکان نداشت ترایان به تنهایی زنده مانده باشد. آنان این طور نتیجه گرفتند که تعداد زیادی از سگ‌های ولگرد حومه‌ی شهر ترانسیلوانیا به او یاری رسانده‌اند. وقتی ترایان پیدا شد، جسد سگی در کنارش بود که ظاهراً وی از آن تغذیه می‌کرده.

 ترایان کالدارار، بعد از آن ‌که اتومبیل یک چوپان به نام «مونالسکو یوان» از کار افتاد، پیدا شد. آقای یوان مجبور شده بود پیاده از مرتع خود بازگردد. در این زمان او کودک را پیدا کرده، به پلیس خبر داده بود. پلیس کمی بعد ترایان را گرفت. ترایان همچون یک شامپانزه راه می‌رفت و خوابیدن زیر تخت را به خوابیدن روی آن ترجیح می‌داد. به گزارش دکتر «مرسیا فلوریا»: «او را در وضعیتی حیوانی یافته بودند و حرکات او نیز حیوان‌گونه است. این شواهد نشان می‌دهند که وی در یک محیط اجتماعی رشد نیافته. وی در نبود غذا، بسیار آشفته می‌شود. در تمام مدت به دنبال غذاست. وی بعد از خوردن غذا می‌خوابد».

   

٨) راچام پنگینگ، دختر جنگل کامبوج

 تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۷

سن هنگام پیدا شدن : ۲۹

محل : جنگل کامبوج

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۱۹ سال

حیوانات : حیوانات مختلف

 

  10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

دختر جنگل کامبوج، زنی کامبوجی است که در ۱۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۷، در جنگل «ایالت راتانکیری» پیدا شد. خانواده‌ای در یک روستای نزدیک به محل، ادعا کردند که این زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگینگ» است که ۲۹ یا ۳۰ سال دارد ( متولد ۱۹۷۹ ) و ۱۸ یا ۱۹ سال پیش ناپدید شده. ماجرای راچام، به عنوان یک کودک وحشی که سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبری وسیعی داشت.

 راچام، پس از آن که در ۱۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۷، ژولیده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌های انبوه ایالت راتانکیری واقع در دورترین نقطه‌ی شمال شرقی کامبوج پیدا شد، مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. وقتی یک روستایی متوجه شد از غذای موجود در جعبه‌ی ناهار خبری نیست، آن ناحیه را تحت نظر گرفت، چشمش به این زن افتاد و چند تن از دوستانش را برای گرفتن او گرد آورد.

 پدر راچام، افسر پلیس، کسور لو لانگ، او را از روی زخمی که روی پشتش داشت شناسایی کرد. وی اظهار داشت راچام پنگینگ در سن ۸ سالگی، هنگامی که همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ی گاوها را هدایت می‌کرد، ناپدید شده بود ( خواهرش نیز همین‌طور ). یک هفته بعد از پیدا شدن، راچام در تطبیق خود با زندگی متمدن، دچار مشکل شد. به گزارش پلیس محلی، او تنها می‌توانست سه کلمه بگوید : «پدر»، «مادر» و «شکم‌درد». یک روانشناس اسپانیایی که این دختر را دیده بود، گفت او «می‌تواند چند کلمه بگوید و با دیدن بازی‌هایی که در آن‌ها آیینه و اسباب‌بازی‌هایی به شکل حیوانات وجود دارد، لبخند می‌زند» اما راچام هرگز به زبانی که قابل درک باشد، صحبت نکرد. او هنگام گرسنگی و تشنگی، به دهانش اشاره می‌کرد و ترجیح می‌داد به جای این‌که به صورت قائم قدم بردارد، روی چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ی راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نکند. راچام پنگینگ بارها سعی کرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌های راچام را را تنش کند زیرا او می‌خواست آن‌ها را از تنش بیرون بیاورد. بر اساس اظهارات یکی خبرنگار از «گاردین»، خانواده‌ی راچام، مراقبت فراوانی از وی به عمل می‌آوردند و این زن غمگین و بی‌توجه می‌نمود، هرچند شب‌ها بی‌قرار می‌شد. در ماه مه ۲۰۱۰، راچام پگینگ به جنگل فرار کرد. علی‌رغم جست و جوها، کسی نتوانسته او را پیدا کند.

  

٩) پسر پرنده‌ای روسی

 تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۸

سن هنگام پیدا شدن : ۷

محل : ولگوگراد، روسیه

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۷ سال

حیوانات : پرندگان

 

 10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir
 

در سال ۲۰۰۸، مددکاران روسی، یک «پسر پرنده‌ای» پیدا کردند، که مادرش او را در لانه‌ی پرندگان بزرگ کرده بود. این پسر تنها می‌توانست از طریق جیک جیک کردن ارتباط برقرار کند. به گفته‌ی مقامات، این بچه‌ی وانهاده‌شده را در یک آپارتمان کوچک دو اتاقه در حالی یافته بودند که با قفس‌هایی پر از پرنده، غذای پرندگان و مدفوع آنان، احاطه شده بود.

 به گزارش روزنامه‌ی روسی «پراودا» پسر پرنده‌ای از زبان انسانی چیزی نمی‌فهمید و با جیک جیک کردن و تکان دادن بازوانش، ارتباط برقرار می‌کرد. فعال اجتماعی، «گالینا ولسکایا»، که در نجات کودک از خانه‌اش در «کروسکی»، ولگوگراد، شرکت داشت، اظهار کرد مادر ۳۱ ساله‌ی این پسر، با او همچون سایر حیواناتش رفتار می‌کرده و هرگز با وی سخن نمی‌گفته. خانم ولسکایا گفت : «وقتی با او حرف می‌زنیم، جیک جیک می‌کند».

 مقامات روسی اعلام کردند که کودک از لحاظ جسمی آسیبی ندیده است اما از «سندروم ماگلی» رنج می‌برد و قادر به برقراری ارتباط عادی با انسان‌ها نیست. نام این سندروم، از شخصیت «کتاب جنگل» گرفته شده؛ ماگلی در این داستان، پسربچه‌ای است که توسط حیوانات وحشی بزرگ می‌شود.

 پراودا این گونه نوشت : « ( مادر وی ) از پرندگان خانگی نگهداری می‌کرد و به پرندگان وحشی غذا می‌داد. هرگز نه پسرک را زده بود و نه بدون غذا رهایش کرده بود، اما هیچ وقت با او صحبت نکرده بود. این پرندگان بودند که با وی ارتباط برقرار کرده، زبان پرنده‌ای یادش داده‌اند. او فقط جیک‌جیک می‌کند و وقتی می‌فهمد کسی منظورش را متوجه نشده، دست‌هایش را مثل پرنده‌ها تکان می‌دهد». این مادر، بعد از آن‌ که پسرک پیدا شد، یک فرم رضایت امضا کرد. براساس این فرم، وی باید کودکش را آزاد می‌کرد تا تحت مراقبت قرار گیرد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که پسر پرنده‌ای موقتاً به یک آسایشگاه روانی منتقل شده بود، اما بعد از مدت کوتاهی، او را به مرکز مراقبت‌های روانپزشکی فرستاده‌ بودند.

  

۱٠) اکسانا مالایا، دختر سگی اوکراینی

 تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۱

سن هنگام پیدا شدن : ۸

محل : بلاگوشچنکا، اوکراین

مدت زمان زندگی در طبیعت : ۵ سال

حیوانات : سگ‌ها

 

   10 کودکی که توسط حیوانات بزرگ شده اند !!+ تصاویر www.taknaz.ir


 

«اوکسانا مالای» نه یک کودک وحشی بود، نه یک کودک محبوس، بلکه کودکی بود وانهاده، که بیشتر دوران طفولیت خود را از ۳ تا ۸ سالگی، در لانه‌ی سگ‌ها، پشت باغچه‌ی خانه‌ی خانوادگی خود در «نوایا بلاگوشچنکا»، اوکراین، گذرانده بود، هر چند، گاهی به خانه می‌آمد و والدین الکلی و اهمال‌گر خویش را ملاقات می‌کرد.

 والدین دائم‌الخمر اکسانا، نمی‌توانستند از او نگهداری کنند و به همین دلیل اکسانا در سه سالگی از خانه‌اش تبعید شد. آنان در منطقه‌ای فقیرنشین زندگی می‌کردند و سگ‌های وحشی بسیاری در آن خیابان‌ها پرسه می‌زدند. اکسانا در یک کپر، که محل زندگی این سگ‌ها بود و پشت خانه‌اش قرار داشت، پناه جست. وی تحت مراقبت سگ‌ها قرار گرفت و حرکات و رفتارهای آنان را آموخت. رابطه‌ی اکسانا با سگ‌ها آن‌قدر قوی بود که وقتی مقامات برای نجاتش آمدند، در ابتدا توسط سگ‌ها رانده شدند. اعمال و صداهای او، تقلیدی از سرپرستانش بود. دختر سگی خرناس می‌کشید، پارس می‌کرد، روی چهار دست و پا راه می‌رفت، مثل یک سگ وحشی قوز می‌کرد، پیش از خوردن غذا آن را بو می‌کشید و دارای حواس بسیار قوی بینایی، شنوایی و بویایی بود. وقتی اکسانا را نجاتش دادند، او تنها کلمات «بله» و خیر» را می‌دانست.

 اکسانا، بعد از پیدا شدن، کسب مهارت‌های عادی اجتماعی و عاطفی انسانی را دشوار یافت. وی، محروم از هرگونه محرک اجتماعی و فکری، تنها، از حمایت عاطفی سگ‌های همراهش برخوردار گشته بود. از آن‌جایی که اکسانا در محیط اجتماعی از زبان استفاده نکرده بود، وی در بهبود مهارت‌های زبانی با مشکل مواجه می‌شد.

 اوکسانا در سال ۲۰۱۰، ۲۶ ساله است. او در محل نگهداری معلولین ذهنی نگهداری می‌شود و در مراقبت از گاوهای مزرعه‌ی کلینیک کمک می‌کند. وی گفته است وقتی کنار سگ‌هاست، از همیشه خوشحال‌تر است.

خانمی با چشمان عجیب و جادویی !+ عکس

 

این خانم 99 میلیون رنگ بیشتر از انسانهای معمولی تشخیص میدهد و قدرتی مافوق بشری در جشم و روح او وجود دارد.

خانمی با چشمان عجیب و جادویی !+ عکس www.taknaz.ir
 
بسیاری از مردم در مورد " تترا کرومتها" چیزی نشنیده اند آنها انسانهایی با قدرت مافوق بشری هستند که توانایی تشخیص میلیونها رنگ بیشتر از مردم معمولی دارند. دکتر گابریل جردن حدود 20 سال روی این پروژه کار کرده است تا بالاخره توانست چنین انسانی با این توانایی خارق العاده پیدا کند.

بنابرگزارشات بینایی، یکی از پیچیده ترین حواس انسانی است. گروه تحقیقاتی خانم "جردن" انسانهای زیادی را مورد آزمایش قرار داد و توانست از میان آنها فرد مورد نظر را پیدا کند. این فرد یک خانم است و خودش هم یک پزشک میباشد که در شمال انگلستان زندگی میکند.

این خانم دکتر قبول کرده است که آزمایشات بیشتری روی وی انجام شود تا اطلاعات بیشتری در مورد انسانهای تترا کرومت بدست آید.

سوالات مطرح شده در این زمینه بسیار زیاد هستند برای مثال اینکه چرا این پدیده در میان زنان شایع تر است و یا اینکه طبق تحقیقاتی که از سالهای 1948 انجام پذیرفته است مردان بیشتر در معرض کوررنگی هستند وهنوز علت این امر مشخص نشده است. این پزشکان محقق امیدوارند بتوانند جواب سوالات مشابه این را به زودی دریابند.

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس)

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس)

این قبیله آفریقایی در زیمباوه و بوتسوانا، افرادش پاهایی عجیب شبیه به پاهای شترمرغ دارند.

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

 

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

 

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

 

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

 

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

 

انسان های قبیله ای که پاهایی شبیه به شترمرغ دارند ! (+عکس) ص www.taknaz.ir

  

من هميشه ترا مي ستودم
       من هميشه ترا مي ستودم

      من هميشه بهار را در چشمان تو مي ديدم

      من هميشه از دوريت رنج مي بردم


      من هميشه در کنارت دنيا را زيبا مي ديدم

      من هميشه محو تماشاي نگاهت بودم

      من هميشه مشتاق شنيدن صدايت بودم

      من هميشه ، همه جا فقط ترا مي ديدم


      من هميشه در التهاب ديدارت مي سوختم

      من هميشه برايت بهترين ترانه ها را مي سرودم

      افسوس که تو هميشه با همه اينها بيگانه بودي

تمام عمر بستیم و شکستیم

به جز بار پشیمانی نبستیم

جوانی راسفرکردیم تامرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تکراریست دنیا

چه رنجی از محبتها کشیدبم

برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در این همه چشم

ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبکباران ساحل ها ندیدند

به دوش خستگان باریست دنیا

مرا دراوج حسرتها رها کرد

عجب یار وفا داریست دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواریست دنیا

عجب خواب پریشانیست دنیا

عجب یار وفا داریست دنیا

عجب دریای طوفانیست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا



فرشته در ادیان مختلف

نمایی از یک فرشته بر روی تاق بزرگ در تاق بستان
  • زرتشت:به شش فرشته بلند مرتبه زرتشتی امشاسپندان و به دسته دیگر که مقام پایین تری دارند، ایزد گفته می‌شود. ایزدان دو دسته‌اند، ایزدان مینوی و ایزدان دنیوی. تمامی فرشتگان مخلوق اهورامزدا هستند و هر امشاسپند مظهر یکی از صفات‌های او است.
  • یهودیت:در این دین، فرشتگان به منزله بندگان خدا هستند که دستورات او را در زمین اجرا می‌کنند. آنان مومنان را حمایت و کافران را تنبیه می‌کنند و وحی را به انسان‌ها می رسانند. گاهی هم امکان دارد در زمین به شکل انسان ظاهر شوند.
  • مسیحیت:در انجیل، در موارد متعددی از فرشتگان صحبت شده‌است. فرشتگان پیش از انسان آفریده شده‌اند، مرتبه‌هایی دارند و محافظ انسان اند. درود فرستادن و به نوعی پرستش بعضی از فرشتگان مانند میکائیل در کلیساهای مسیحی رایج است و از سدهٔ چهارم میلادی، در سرزمین‌های مسیحی نماز خانه‌هایی برای میکائیل ساخته شده‌است.
  • اسلام:با اینکه فرشتگان (به تعبیر قرآنی "ملائک" جمع "ملائکه") موجوداتی غیر مادی اند به طور معمول با استفاده از تصویر و تمثیل از آن‌ها یاد شده‌است. در قرآن کریم، فرشتگان با بال‌های دوگانه، سه گانه یا چهار گانه معرفی شده‌اند که حکایت از توانایی‌های متعدد آنان دارد. فرشتگان جایگاه و کار معینی دارند و هیچ گاه از فرمان خدا سر باز نمی‌زنند و می‌توانند با چهره انسان، بر پیامبران و برخی از اولیای الهی ظاهر شوند. آنان در زمان‌های گوناگون به یاری مومنان می‌آیند و آنان را در حل مشکلات یاری می‌دهند و هنگامی که خداوند آدم را خلیفه خود در زمین گردانید تمامی فرشتگان به جز ابلیس بر او سجده کردند. ابلیس که خود از جنیان بود و با عبادات بسیار به این مقام معنوی رسیده بود، به دلیل تکبر و نافرمانی از بهشت رانده شد. به باور مسلمانان همواره دو فرشته همراه انسان اند که کارهای نیک و بد او را ثبت می‌کنند. فرشته ثبت کننده کارهای بد در شانه چپ و دیگری در شانه راست قرار دارد. به این دو فرشته در قرآن کرام الکاتبین گفته می‌شود که به معنی دو نویسنده بزرگوار است.

اي دل گـرفـتارش تويي اما گـنه کارت منم

دوري ازو عـمـري شده اما نگـه دارت منم  

شرمندهء حسرت شدم از درد دوري هاي او

با اشک چشم تـر نگـر آخر خـريدارت منم